گام اصلی: Em
تغییر گام
نادونی که خنجر میزنه پشت درا سر میزنه
همونی که فالگوش وامیسه این درو اون در میزنه
میاد بیرون از تو شبا گم میشه حق آدم
جون میکنن تو تتنشون مرده ی مرگن همشون
تو نگاهشون عشقه و خونه
جوبای خشکشون لنگ بارونه
سفره هاشون پر از بغضو بی نونه
باغچه هاشون پر از بید مجنونه